خرید بک لینک
کاش نبود کاش در کار جهان این همه بیداد نبود دل ما را ز غم و رنج و الـم یاد نبود کاش هـر زاهـد آلوده به نیـرنگ و ریا در کلاس من و ما عالم و استاد نبود کاش آنکس که می از خون رفیقان میریخت از مکافات جهان یکسره آزاد نبود کاش در پهنه عشق این سخن پر غم مهر حسرت دل به دفترچه ی فرهاد نبود کاش آن کارگر خسته ز آلام تلاش بر لب غمزده اش این همه فریاد نبود کاش آن تاجر افسون شده از دولت پول اینچنین بر سر دریای زرش شاد نبود کاش در حجله ی خوشبختی و آمال وجود هر فرو مایه و دون مرتبه داماد نبود کاشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: سه شنبه 26 اسفند 1399 ساعت: 3:15

( حـرف آخــر )واژه های سرنوشتم را که معـنا می کنـد؟ پای حرف آخرم را غصّه امضا می کنـدخط خطی ها می کنم اینجاهوا رابـانفـس دست خطـّم مشـق مُردن را تمنـّامی کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 18:09

تا به کی؟ خسته ام از غربت تو، گفته بودم بارهااز تبار خستگانم،بشکن این هنجارهاتا به کی صبر و صبوری در به در دنبال توخسته ام از بی قراری پشت این دیوارهاخواستم در خانه ات پیدا شوم ، با یک غزلمی زند سیلی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: سه شنبه 24 ارديبهشت 1398 ساعت: 19:10

غم غربت, ناگهان در خلوت شب شاعری درمی زندمثل بیـتی ازغـزل بـر قافـیه سـر می زند هـمهمه پیچیده اکـنون در مــیان کوچه هاناکسی بر شاعری از پشت خنجر می زند در حصار چشم می چرخد سکوت پنجرهبر غم غربت نگاهم رنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: يکشنبه 18 آذر 1397 ساعت: 15:02

دقیقه های بدون تو نفرت انگیزند و درد بر در و دیوار خانه می ریزند شکوفه های درختان خانه هم انگاربدون تو همه در انتظار پاییزند دو چشم منتظر من چرا نمی فهمندکه باید از تو و چشمان تو بپرهیزند؟ چقدر نبض ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: يکشنبه 18 آذر 1397 ساعت: 15:02

احمد, حیدر, بیگی, سیـرک مرا به صحنه می برند در پوستین گرگ تا شما را بترسانم (سـیما) و(صـدا) ی من این نیست در پشت(صحنه) انسانم امّا نـبایـد بدانـیـد تا لایـق همیـن باشـم که می بـــیــنــیـد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: يکشنبه 18 آذر 1397 ساعت: 15:02

همت ما ما تکیه به هر تیـرک فرسوده نکردیم دندان به لب نان خسان سوده نکردیم بر همـت ما باش که در اوج قـنـاعـتتسلیم،سر خویش به فرموده نکردیم پیـوسته سر پرسـش مـا و ستم دهــرباور که همین است و چنین بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: يکشنبه 18 آذر 1397 ساعت: 15:02

  انتهای ماجرامی گریزم از خود و این سرنوشت غم زدهبا پریشان حالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1397 ساعت: 15:13

هنگام خزان هنگام خزان است وصفایی به چمن نیست ایام به کام ِ دل ارباب سـُخـن نیست مرغان چمن بسته لب وسربه گریبان گویی که درین باغ نمودار چمن نیست در خانه ی خود گوشه نشینیم وغریبیم فریاد عزیزان مگراین خانه وطن نیست؟ افسوس نشانی زمی و میکـده نبود دیگراثرازباده ی اندوه شکن نیست چون دست قضا بذرغم افشانده درین خاک محصول به جزخار دراین دشت کهن نیست با سینه ی مجروح پُرازغم نتوان زیست جایی که در اوقدرت فریاد زدن نیست در گوشه ی تنهایی وخاموش(مُـجـرّد) لب بسته چنانم که کلامی به دهن نیست شاعر: شادروان شعبانعلی فرزانه آزاد انتخاب از کتاب غزلسرایان الوند ص 162 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 23:22

( مِهــر یاران ) بـازهـم غـم آمـد ولـبخــنـدمـان کـم مـی شـــود واخـُــدایــا زنــدگــی مـثـل جـهــنـّـم مـی شـود زخــم شـایـدهـا وامـّـا،مـانـده بـرهــرشـانـه ام گـاه گاهــی درد ورنجـم ضـربـدرهـم می شـود شـاعـرا کـی بــرنگـاهـم رنگ بـاورمی زنـی ظـاهـراً گـاهـی فـضـای ساده مُـبهــم می شـود داسـتـان کـهـنه هـاراپـیـش مـن هـرگـزمخواادامه مطلب

برچسب: یاران, نویسنده: نیما نجفی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:09

شاعرشاعر در انزوای قفس های آجرینان هست و خواب هست ، بگو از چه دلخوری؟چون شبنمی به حسرت پرواز مانده ایچشم انتظار شعله ی دردی ،تلنگری با هر غزل به یاد عزیزان رفته اتیک گوشه می نشینی و هی غصّه می خوری یک چکه آفتاب به چشمت نمی چکدچون کوچه های شب از اندوه شب پـُری کارت همین شده که تکرار مرگ رادر لحظه هایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 22:02

مرحوم هادی پیشرفت ( رنجی ) دیده می گرید دل بیدار من بر مردم خوابیده می گریدبلی، فهمیده بر احوال نافهمیده می گرید ز چشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را که هر عضوی به درد آید به حالش دیده می گرید پس از جان دادن عاشق، دل معشوق می سوزدکه شیرین بهر فرهاد به خون غلطیده می گرید نگردد تا رقیب زشت خو، آگه ز حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 22:02

(کـوچه های دلهره) شـب پـرازردّعـبـورو،کـوچـه های بی قـرار فـصلی ازدل شـوره هاو،لحـظه های انـتظار ازهـجـوم ایـن هـمه سـایه نگاهم خـسـته شــد مـی دَوَم در کـوچـه هـای دلهـره،آشـفـته وار جـُرعه ی سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 22:02

(هفتاد و دو گل)جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید *** ( زمزمه ) تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن همواره به لب زمـزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 22:02

فــروغ فــرخــزاد کاش چون پائیــز بـودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,آفتاب دیدگانم سرد می شد,آسمان سینه ام پر درد می شدناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زداشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 22:02

صفحه بندی