کاش نبود
-
تاریخ: 1399/12/26 ساعت: 3:15
کاش نبود کاش در کار جهان این همه بیداد نبود دل ما را ز غم و رنج و الـم یاد نبود کاش هـر زاهـد آلوده به نیـرنگ و ریا در کلاس من و ما عالم و استاد نبود کاش آنکس که می از خون رفیقان میریخت از مکافات جهان یکسره آزاد نبود کاش در پهنه عشق این سخن پر غم مهر حسرت دل به دفترچه ی فرهاد نبود کاش آن کارگر خسته ...
غزل (حرف آخر)
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:09
( حـرف آخــر )واژه های سرنوشتم را که معـنا می کنـد؟ پای حرف آخرم را غصّه امضا می کنـدخط خطی ها می کنم اینجاهوا رابـانفـس دست خطـّم مشـق مُردن را تمنـّامی ک
غزل تا به کی؟
-
تاریخ: 1398/2/24 ساعت: 19:10
تا به کی؟ خسته ام از غربت تو، گفته بودم بارهااز تبار خستگانم،بشکن این هنجارهاتا به کی صبر و صبوری در به در دنبال توخسته ام از بی قراری پشت این دیوارهاخواستم در خانه ات پیدا شوم ، با یک غزلمی زند سیلی
غزل (غم غربت)
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 15:02
غم غربت, ناگهان در خلوت شب شاعری درمی زندمثل بیـتی ازغـزل بـر قافـیه سـر می زند هـمهمه پیچیده اکـنون در مــیان کوچه هاناکسی بر شاعری از پشت خنجر می زند در حصار چشم می چرخد سکوت پنجرهبر غم غربت نگاهم رن
غزل _ثانیه ها
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 15:02
دقیقه های بدون تو نفرت انگیزند و درد بر در و دیوار خانه می ریزند شکوفه های درختان خانه هم انگاربدون تو همه در انتظار پاییزند دو چشم منتظر من چرا نمی فهمندکه باید از تو و چشمان تو بپرهیزند؟ چقدر نبض
سیرک : احمد حیدر بیگی
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 15:02
احمد, حیدر, بیگی, سیـرک مرا به صحنه می برند در پوستین گرگ تا شما را بترسانم (سـیما) و(صـدا) ی من این نیست در پشت(صحنه) انسانم امّا نـبایـد بدانـیـد تا لایـق همیـن باشـم که می بـــیــنــیـد
غزل همت ما
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 15:02
همت ما ما تکیه به هر تیـرک فرسوده نکردیم دندان به لب نان خسان سوده نکردیم بر همـت ما باش که در اوج قـنـاعـتتسلیم،سر خویش به فرموده نکردیم پیـوسته سر پرسـش مـا و ستم دهــرباور که همین است و چنین بو
انتهای ماجرا
-
تاریخ: 1397/3/14 ساعت: 15:13
انتهای ماجرامی گریزم از خود و این سرنوشت غم زدهبا پریشان حال
غزل هنگام خزان
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 23:22
هنگام خزان هنگام خزان است وصفایی به چمن نیست ایام به کام ِ دل ارباب سـُخـن نیست مرغان چمن بسته لب وسربه گریبان گویی که درین باغ نمودار چمن نیست در خانه ی خود گوشه نشینیم وغریبیم فریاد عزیزان مگراین خانه وطن نیست؟ افسوس نشانی زمی و میکـده نبود دیگراثرازباده ی اندوه شکن نیست چون دست قضا بذرغم افشانده ...
غزل مهر یاران
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:09
( مِهــر یاران ) بـازهـم غـم آمـد ولـبخــنـدمـان کـم مـی شـــود واخـُــدایــا زنــدگــی مـثـل جـهــنـّـم مـی شـود زخــم شـایـدهـا وامـّـا،مـانـده بـرهــرشـانـه ام گـاه گاهــی درد ورنجـم ضـربـدرهـم می شـود شـاعـرا کـی بــرنگـاهـم رنگ بـاورمی زنـی ظـاهـراً گـاهـی فـضـای ساده مُـبهــم می شـود داسـتـان ...
شاعر
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
شاعرشاعر در انزوای قفس های آجرینان هست و خواب هست ، بگو از چه دلخوری؟چون شبنمی به حسرت پرواز مانده ایچشم انتظار شعله ی دردی ،تلنگری با هر غزل به یاد عزیزان رفته اتیک گوشه می نشینی و هی غصّه می خوری یک چکه آفتاب به چشمت نمی چکدچون کوچه های شب از اندوه شب پـُری کارت همین شده که تکرار مرگ رادر لحظه های
می گرید(رنجــی))
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
مرحوم هادی پیشرفت ( رنجی ) دیده می گرید دل بیدار من بر مردم خوابیده می گریدبلی، فهمیده بر احوال نافهمیده می گرید ز چشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را که هر عضوی به درد آید به حالش دیده می گرید پس از جان دادن عاشق، دل معشوق می سوزدکه شیرین بهر فرهاد به خون غلطیده می گرید نگردد تا رقیب زشت خو، آگه ز ح
کوچه های دلهره
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
(کـوچه های دلهره) شـب پـرازردّعـبـورو،کـوچـه های بی قـرار فـصلی ازدل شـوره هاو،لحـظه های انـتظار ازهـجـوم ایـن هـمه سـایه نگاهم خـسـته شــد مـی دَوَم در کـوچـه هـای دلهـره،آشـفـته وار جـُرعه ی س
عاشورا
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
(هفتاد و دو گل)جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید *** ( زمزمه ) تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن همواره به لب زمـز
پائیــز
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
فــروغ فــرخــزاد کاش چون پائیــز بـودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,آفتاب دیدگانم سرد می شد,آسمان سینه ام پر درد می شدناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زداشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,وحشی و پر شور ورنگ آمیز بود
لحظه های آخرین
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
( لحظه های آخرین انتظار)گــوش کــن ای یـار خوب ومهــربـان بـشـنــو ازمـن قــصّـه هـای ایـــن وآن آهـــمـــا ن بـا درد هــا آمــیــــخــتـــه بـرگ عــشـق ازهـر درخـتی ریخــتـه رشـته هـای بـرگ گُـل ازهم گسیـخت گـوبـه گـلبـان
غزل باور ما
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
رحیم معینی کرمانشاهی باور ماسايه بي ادبي خيمه چو زد بر سر ماخارها رست ز گلزار ادب پرور مادلقكان تكيه چو بر مسند ساقي بزدندپر شد از باده آلوده به سم ساغر مابسكه با صورت حق سيرت باطل ديديمجلوه نور خدا هم نشود باور مافضل خاموش و مريدان فضيحت بخروشعجب از حوصله آنكه دهد كيفر ماهر چه دانشور اگر جمله بمير
غزل محمدعلی بهمنی
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
بهمنی داد زدم من با غزلی قانعم و با غزلی شادتا باد زدنـیـای شما قـسمـتم این باد ویرانه نشینم من و بـیـت غـزلـم راهرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد من حـسرت پـرواز ندارم به دل ، آریدر من قفسی هست که می خواهدم آزاد ای بـال تخـیّـل ببر آنجا غزلم راکـش مردم آزاد بگویند مریزاد من شاعرم و روز و شبم فرق ند
هان ای بهار
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
هان ای بهار هان ای بهار خسته که از راه های دور موج صدا ی پای تو می آیدم به گوشوز پشت بیشه های بلورین صبحدم رو کرده ای به دامن این شهر بی خروش برگرد ای مسافر گم کرده راه خویش از نیمه راه خ
...( شعـرتـلخ )
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 22:02
( شعـرتـلخ )ای زمین،ای آسمان،فریاد هامان بی صداست داسـتان گـفـتن زغـمها ،دردهـا، بـی انتهـاست روبــه دریـا مـی نـشـیـنم بــا خـیـالــی ازپری آن پری درموج های سـرکـش دریا کجـاسـت؟ نـغـمـه هـای آتـشـیـنـم بـال بـال بـُـغـض سُرخ می زندپَـردر